مرا در پستی و بلندی امواج طوفانها رها کن این روزها از آفتاب از شیشه های شهر متنفرم چشمان منتظر پدری را میبینم که می گفت: "از روزی که تو به دنیا آمدی، ما خوشبخت شدیم" اگر خوشبخت زاده شده بودم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چرا هیچ یک از چشمانم خوشبخت نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 18:37 توسط راز| |
این روزها از آفتاب از شیشه های شهر متنفرم چشمان منتظر پدری را میبینم که می گفت: "از روزی که تو به دنیا آمدی، ما خوشبخت شدیم" اگر خوشبخت زاده شده بودم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چرا هیچ یک از چشمانم خوشبخت نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 18:37 توسط راز| |
از شیشه های شهر متنفرم
چشمان منتظر پدری را میبینم
که می گفت:
"از روزی که تو به دنیا آمدی، ما خوشبخت شدیم"
اگر خوشبخت زاده شده بودم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چرا هیچ یک از چشمانم خوشبخت نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟